حضور زنان در انتخابات شورا، نماد مشارکت مدنی
در سال های اخیر زنان مازندرانی تقریباً در تمامی شهرها و روستاها حضور چندان پررنگی برای شرکت در انتخابات نداشتند. گویی همه چیز به یک اتفاق غیر ممکن نیاز دارد تا زنان مازندرانی با این توانمندی فزاینده وارد گود شوند. این اتفاق احتمالی که تاکنون رخ نداده موجب شده تا زنان مازندرانی به صورت گسترده وارد عرصه نشده و کرسی های شورای اسلامی شهر و روستا همچنان در دستان مردان مازندرانی باشد.
زنان خوش فکر و توانمند مازندرانی برای احقاق سهم خود از رده های تصمیم سازی در انتخابات پیش رو بهترین شرایط را دارند و باید از این فرصت به بهترین نحو به عنوان تمرین سیاسی و ادای تکلیف بهره ببرند. اما با این حال این پرسش مطرح است که چرا توانمندی های شگفت انگیز زنان مازندرانی که در سال های اخیر بازتاب وسیعی در جامعه داشته، توانایی بسیج عمومی برای ورود به عرصه هایی همچون شوراهای اسلامی را ندارد؟ آیا توانمندی های زنان برای ورود به این عرصه کافی نبوده و با نیازهای این عرصه همخوانی ندارد؟ و یا آنکه جامعه هنوز به توانایی های زنان برای فتح عرصه های جدید همچون شوراهای اسلامی اعتماد پیدا نکرده است؟
در زمینه بهره مندی از توانمندی های زنان در پست های مدیریتی نیز چنین رویه ای برقرار است. زنان مازندرانی نقش های مهم کلیدی دستگاه های اجرایی را برعهده نداشته و پست مهمی در مازندران ندارند. در چند سال اخیر نسیمی شروع به وزیدن کرده که هنوز به مازندران نرسیده است. در دولت دهم برای نخستین بار یک وزیر زن عنان وزارت مهم بهداشت و درمان را بر عهده گرفت و به عقیده اغلب کارشناسان و ذینفعان این حوزه عملکرد قابل دفاعی ارائه داد. در دولت یازدهم نیز فارغ از اینکه وزیری از قشر زنان در کابینه حضور ندارد، اما می توان همان رویه را مشاهده کرد که حضور زنان در جایگاه های مختلف حساس دولت حکایت از این امر دارد. درست است که این موج به کندی حرکت کرده و هنوز به نسبت توقع قشر زنان و میزان زنان موفق و تحصیلکرده، زنان به سهم واقعی خود از جایگاه های حساس جامعه دست نیافته اند اما می توان این روند آرام و منطقی را نمونه بارزی از یک تغییر اجتماعی عقلانی و مثبت تلقی کرد. چه آنکه همواره تغییرات اجتماعی در صورت حرکت آرام و منطقی می توانند بهتر در ساختارهای اجتماعی جایگزین شده و مشکلات کمتری از این تغییر به وجود می آید.
اما مازندران همچون اغلب موارد در این موضوع نیز جزو استثنائات به شمار می آید. به طوری که در چند سال اخیر از دولت های نهم و دهم گرفته تا دولت یازدهم تقریباً زنان جایگاه چندان پررنگی در بدنه تصمیم گیری و مدیریت عرصه ها نداشتند. حتی با آنکه زنان مازندرانی مشارکت اجتماعی بالایی در زمینه های مختلف داشته و مازندران جزو چند استان رتبه بالای زنان تحصیلکرده در کشور محسوب می شود اما در این سال ها اعتماد چندانی به زنان مازندرانی نشد. اینگونه بود که در این سال ها حتی یک فرماندار زن در مازندران منصوب نشد و در سطح مدیرکل زنان دونفر در حوزه ستادی استاتداری وفردی دیگر نیز در یکی از نهاد ها منصوب شد. حتی گاه برای انتصاب یک بخشدار زن در یکی از شهرستان ها چنان ماجرایی به وجود آمد که تصمیم گیرندگان بالادست از خیر آن گذشتند و عنان بخشداری را به یک مدیر مرد دادند.
اگر با نگاهی موشكافانه به بررسی این موضوع بپردازیم و زن را به عنوان نیمی از پیكر جامعه بدانیم كه در تمامی مراحل جامعه حضور دارد و باید در ایجاد هر یك از این صحنه های تاریخی، وظایف شهروندی اش را به انجام رساند، مشاركت سیاسی برای زنان، نه تنها یك شور موقت، بلكه یك وظیفه اجتماعی است كه اگر تاكنون نیز به آن عمل نمی شده خطای بزرگی است كه زنان و جامعه هر دو در ایجاد آن سهیم بوده اند.
اگرچه ناگفته پیداست که رسیدن به آرمان بزرگ حضور فعال و پررنگ زنان در عرصه شورای اسلامی یکشبه اتفاق نمی افتد و نیاز به بسترسازی های مختلفی در عرصه های گوناگون دارد، اما با نگاهی دقیق به جامعه می توان دریافت دیگر وقت آن رسیده که این اتفاق بزرگ روی داده و زنان به صورت گسترده به شوراهای اسلامی راه یابند. بسترهای لازم برای چنین حضوری آماده و جامعه نیز پذیرای این حضور عزت مندانه است. منتهی باید علت یابی شود که چرا با آنکه بسترهای اجتماعی برای این حضور پررنگ آماده است، چنین اتفاقی نیفتاده و باز هم شاهد حضور بسیار کمرنگ زنان در چنین عرصه هایی هستیم؟ شاید به همین دلیل است که از زنان در پست های مدیریتی نیز استفاده نمی شود.
اصلی ترین مفهوم که باید در این موضوع به شکل یک جریان اجتماعی به درون لایه های عمیق گفتمانی جامعه نفوذ یابد خودآگاهی اجتماعی نسبت به نقش زنان در جامعه است. این خودآگاهی می تواند با ارجاع به نقش گروه های مرجع زنانه و نخبگان دانشگاهی و فکری اتفاق افتد. گروه های مرجع زنان شامل شخصیت های ذی نفوذی از جنس خود قشر زنان است که در میان اجتماعات زنانه حضور داشته و تریبون های فکری را در اختیار
دارند. یکی از اصلی ترین مسیرهای جوشش و حرکت زنان در عرصه انتخابات شوراها همین صاحبان نفوذ در اجتماعات محلی اند که می توانند هم خود به این عرصه ورود کرده و هم دیگر زنان را برای ورود به این عرصه ترغیب کنند. از مهم ترین اجتماعات که زنان در چند سال اخیر حضور فعالانه ای دارند اجتماعات دانشگاهی، سازمان های مردم نهاد و اجتماعات مذهبی اند. در این 3 نوع اجتماع به دلایل فراوانی زنان حضور پررنگی داشته و برای مشارکت فعال مدنی و سیاسی آماده می شوند. برای مثال در مرکز استان مازندران در طول 3 سال اخیر سازمان های مردم نهاد بسیاری رشد یافته اند که در اغلب آنها زنان حضور فعالانه ای دارند.
پس خودآگاهی جامعه نسبت به نقش زنان اساس این اتفاق خوشایند محسوب می شود. جامعه ما در حال حاضر مصداق بارز این شعر است که «آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم، یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم». درواقع جامعه ما به لحاظ عینی به مرحله ای رسیده است که بتواند از توانمندی زنان در عرصه هایی همچون شوراهای اسلامی استفاده کند اما هنوز از این توانایی خود آگاه نبوده و نسبت به آن شناخت ندارد. رسانه های جمعی در این میان نقش بسزایی در شناساندن این توانایی به جامعه داشته و می توانند مردم شهرها و روستاهای استان مازندران را نسبت به این اتفاق آگاه کنند. از هم اکنون رسانه ها و تریبون های مختلف وظیفه دارند با ذکر مصادیق حضور زنان در عرصه مهم شوراهای اسلامی مردم مازندران را در راستای رأی دادن به زنان موفق ترغیب کنند.
عامل مهم دیگر در این عرصه آسیب شناسی فضای واقعی زندگی زنان است که آنها را از ورود به این فعالیت باز می دارد. نقش های مادری و همسری و امور به مربوط به خانه داری نه تنها نباید مانع از ورود سالم و سازنده زنان به جامعه شود بلکه باید مکمل این ورود سازنده و عامل حرکت آفرین آن باشد. درواقع ایفای نقش های مادری و همسری نه تنها مانع بازدارنده محسوب نمی شود، بلکه می تواند با یک برنامه ریزی صحیح و حمایت های اجتماعی به ویژه از جانب مردان، به عامل مهمی برای درک بهتر اوضاع جامعه از سوی زنان تبدیل شود. مسلماً زنی که نقش های مادری و همسری را به نحو احسن ایفا می کند، در عرصه هایی همچون شوراهای اسلامی موفق تر خواهد بود. چه آنکه نوعی شباهت میان ایفای چنین نقش هایی وجود دارد و یک همسر یا مادر موفق مسلماً یک عضو موفق شورای اسلامی خواهد بود.