،سالار آب وآینه،آقای مهر ووفا،سرور سبزه وسرو، ناجی هرچه شکسته دل ،مرهم هرچه درد کشیده از انتظار،ذلال چشمه وجاری رود،دیگر واژه ها فقیرند وقلم ها ناتوان تا به ئصف تو بنشینند واز تو بگویند وپس کی ؟کجا؟هنگام هنگامه را می گویم زمان تماشا را می جویم چشمان ماچون پنحره های همیشه باز رو بسوی کوچه های عبور ،محو حضور تواند بی صیر وبی قرار،پس کی وکجا آ....ی کاروان سالار عشق !هنگام هنگامه را می گویم ،وصل ووصال ترا می جویم از هر گلی ،گل آبی نسیمی ،پس کی خواهی شکفت ای گل نرگس این باغ پرخزان تا لبخند یشکفت بر قحط سال تبسم این روزگار ؟سلام بر مهدی (عج) سلام