بسمه الله الرحمن الرحیم
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ﴿۲۵﴾ وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ﴿۲۶﴾ وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي ﴿۲۷﴾
گفت پروردگارا سينه‏ ام را گشاده گردان (۲۵) و كارم را براى من آسان ساز (۲۶) و از زبانم گره بگشاى (۲۷)
تاریخ هرگز تکرار نشد و همچون فاطمه ای ظهور نکرد. فاطمه ای که مظهر بی بدیل نجابت و سینه اش مخزن اسراری بود که سالهای بعد رفتنش ،چاه می دانست که چقدر علی بدون فاطمه تنها ماند.
پس روز ولادتش روز تفکر زن بودن است. روز لمس روح زن و بوسیدن گامهایش که بوی بهشت می دهد. این روز مبارک بر همه زنان این سرزمین به ویژه همکاران بسیار عزیز و مهربانی که صبورانه در کنار مجموعه مدیریت شهری ساری لباس خدمت بر تن کرده اند و زنانه پای قولهای مردانه خود و همکارانشان ایستادند صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
حتم به یقین همگی واقفیم که در هیچ دوره ای شهرداری ساری همچون امروز مرکز توجه نبوده است. جاذبه زمین در این نقطه از ساری بیشتر از هر کوچه ی این شهر کشش دارد حتی بیشتر از زمانی که شهرداری در ساختمانی به نام عمارت با این شکل عجیب و غریبش لباس نو بر تن کرد.
همیشه نوستالژی های کودکی ام را دوست داشتم. هیچ کس منکر این نیست که دفترهای امروزی با جلدهای فانتزی زیباترند، مادران از تابهای مطمئن پارکها آسوده خاطرترند و در یک وسیله به کوچکی انگشت سبابه یک دست می توان هزار نوار کاست جا داد و چه کسی است که باور نکند بچه های امروز در پشت تبلت های دیجیتالی خود صدها دشمن می کشند و خانه های رویایی روی آبهای مدیترانه می سازند ... در فضای مجازی امروز همه چیز قبل و بعدی دارد که به مرور که می گذرد می فهمی چقدر بعداًها بهتر از قبلی هاست. اما قطعا این فضای مجازی در دوره ای از زمان، این اصل را در مدیریت شهری زیر سوال برد . میدان شهرداری قدیم از امروز باصفاتر بود ، میدان ساعت با خانه های ویلایی و مغازه های بقالی اش با ابهت تر و عظیم تر به نظر می رسید و شاید برای اولین بار دلمان خیلی برای کوچه های شهرمان که درست مثل موهای پدر در حال فرسوده شدن بود سوخت... این شهر نیاز داشت تا کسی باشد که برایش قصه ای تازه بنویسد.. همه جا را ببیند و برایش محله زن فقیر و حاشیه نشین شهر هم به اندازه برج های عظیم و بانکهای خصوصی خیابان فرهنگ مهم باشد. کسی باید می آمد که باور کند زیباترین دکوراسیون های اتاق های مبله یک ساختمان بدون پی ریزی درست و اصولی دوام نمی آورد. عبوری بی شک کسی است که با تفکری در شهرداری ساری اغاز به کار کرد که سعی داشت تمام نوستالژی های کودکی هایمان را به ما برگرداند . او یادمان آورد که رنگ را دوست داشته باشیم و مهم نیست در چه سنی و کجا باشی هنوز هم از دیدن عروسک های غول پیکر میدانهای شهر به وجد میایی . او امد و تیرهای چراخ برق را خانه نقاشی های کودکی هایمان کرد تا یادمان باشد که جزیی ترین عنصر یک مجموعه می تواند چقدر چشمگیر باشد اگر درست و به موقع به آن توجه شود . او حتی تابلوهای برق ، بلوارهای دورافتاده در حاشیه کمربندی ها ، باغچه های کوچک درختان خیابانهای شهر را هم دید و شاید برای اولین بار کودکان شهرم در میدانهای رنگارنگ با حاجی فیروزهای مطرب عکس های رنگی گرفتند و زنان شهر در خیابانها و در جشن های شادی از ته دل قهقهه شادی فریاد کردند....
توجه او به همکارانش در بدنه شهرداری هم بی نظیر بود . گواهی میدهم هیچ پیشنهادی در حوزه بانوان همکار با مخالفت او مواجه نشد که اگر پیشنهادی هم مصوب و اجرایی نشد نتیجه بی مهری دوستانی است که درواگنی از این قطار مدیریت، تصمیم بر طی مسیر می گیرند که گاهی این مسیر به بیراهه ای می رود که باید منتظر بود کجا دوربرگردانی برای برگشتن وجود دارد.
که بنای گزارش در این مجال ندارم .
امروز نه به عنوان راحله حاجیانی که مسئول امور بانوان وخانواده شهرداری است ، نه به عنوان راحله حاجیانی که فعال رسانه ای استان است و نه به عنوان یک کارگر ساده بخش فرهنگی در شهرداری، به عنوان نوستالژی دوران کودکی شما که در کوچه های شهر در کنار زنان و مردان شاهد به خاک و خون کشیدن جوانان مبارز و انقلابی بوده و حالا همگان  در عکس های سیاه و سفید و نمایشگاهی به تماشای آن می نشینند ، به عنوان راحله حاجیانی که چادر همت به کمر بست و به اندازه عمر رسانه استان قلم زد با شما حرف می زنم . به عنوان راحله حاجیانی که لب به سکوت در برابر بی مهری های  برخی جوان بست که آنها را به مهر مادری بخشید، راحله حاجیانی که روزی برای اعتلای قلم خبرنگاران رو در روی برخی مسولین ، و  وفلان نماینده  ایستاد و امروز دانست که نان قلم خوردن انسان را فراموشکار می کند. راحله حاجیانی که روزی برای خیر مردمان شهرش از حضور انسانهای شریف در بدنه شورای شهر با تمام وجوددفاع کرد و روزی چشم و گوش بر خطاها بست با شما سخن می گویم. قطعا نام شهیدان عبوری زینت نام مهدی عبوری است اما من او را ملقب به برادران شهیدش نمی کنم چرا که عملکرد او باید به قضاوت مردم و تاریخ بنشیند. کارگرانی که بی وقفه کار می کنند، میدانهایی که افتتاح می شوند.کانال هایی که احداث می شوند و خیابانهایی که هر روز باز می شوندو پارکینگ هایی که مدام اضافه می شوند گوشه ای از اقدامات عبوری است. این شهردار جوان با کوهی ازبرنامه هایی که شاید برای خیلی ها عملیاتی نبود به خیلی از آرزوهای مردم شهرم جامعه عمل پوشاند ، برای عملکرد مهدی عبوری همان نام پارک ملل بس است که هیچ گاه فرصت خلوت با خودش را نیافت . پارک ملل امروز نوستالژی عارفانه های  زنان و مردان فردای این شهر است که مدیون دستان اندیشمند عبوری است. بر کسی پوشیده نیست که اکنون این درخت جوان تنومند در مسیر تندبادهایی قرار می گیردکه قطعا بخشی از آن ناشی از فضای بهاری اطرافش است.وبرخی نیز از روی حب وبغض  شک ندارم این فرزند ساری محبوبیتش را مدیون نگاه قدرشناس مردمی می داند که با آغوش باز برایش دامن مهر گستردند . روی سخنم با همکارانم است که متولیان این امامزاده ای هستند که باید حرمت نگه دارند.نگذاریم دل مردمان شهرمان از بی مهری و سخنان آلوده عده ای بگیرد که این مردم با تمام حافظه های تاریخی شان زود فراموش می کنند. آتش به خرمن این همه خدمات زدن  بی انصافی ست .سی با نقد سازنده مخالف نیست در مجموعه مدیریت شهری مهدی عبوری رویش را برای هر اندیشه جوان و مبتکری باز گذاشته است اما قطعا این بدان معنا نیست که استفاده از تخصص افراد به منزله تایید کردار و گاها گفتاری است که عده ای آن را منتسب به مهدی عبوری می دانند. شهردار در حکم مدیر شهری در چارچوب وظایف قانونی اش موظف به ارتباط تنگاتنگ باشورای شهر و همراهی با آنهاست . نباید این همراهی ها را به باج دهی و باج خواهی تعبیر کرد که این نهایت بی مهری است.
قطعا بانوان همکار در شهرداری هم گواه این ادعا هستند و من صمیمانه از طرف تمام همکارانم از مهدی عبوری شهردار جوان ساری که در برهه ای از تاریخ زندگی اجتماعی ما نقش اول را بازی کرد قدردانی می کنم و کمر همت برای همراهی با او در اندیشه شکوفایی بهار شهر خواهیم بست.
بوی بهار می آید و فصل آشتی با زمین است ... این بهار بر شما مبارک